دات نت نیوک
دوشنبه، 16 تیر 1399
ثبت‌نام
Menu

روایت متفاوت‌ترین هیأت شب قدر در بیمارستان کرونایی‌ها همراه با پرستاران

روایت متفاوت‌ترین هیأت شب قدر در بیمارستان کرونایی‌ها همراه با پرستاران
ارسال شده: اردیبهشت 28, 1399
دسته ها: اخبارصنفی
نظرات: 0
[EasyDNNnews:IfExists:SubTitle]

عقربه‌ها ساعت 11 شب را نشان می‌دهد که به ورودی بیمارستان "شهدای گمنام" تهران می‌رسیم؛ مرکز درمانی خاص بیماران کرونایی. قرار است شب قدر را کنار پرستاران و پزشکانی سحر کنیم که سه ماه است دلشان لک زده برای یک روز بی‌دلهره، یک روز بدون کرونا و حتما امشب قرار است دل هایشان را گره بزنند به نوای آسمانی شب قدر برای رها کردن این بغض سه ماهه.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی سازمان نظام پرستاری به نقل از فارس ؛ روایت متفاوت‌ترین هیأت شب قدر در بیمارستان کرونایی‌ها عطیه اکبری:  در این سه ماهی که کرونا مهمان ناخوانده کشورمان شده، پرستاران و پزشکان بیمارستان‌های کرونایی کم سختی نکشیدند. سه ماه نفس‌گیر که پنجه در پنجه این ویروس عالم گیر انداختند و  آنقدر سختی کشیده‌اند که شب قدر را به دلشان وعده بدهند برای آنکه دلی سبک کنند. تصمیم گرفتیم  یکی از  شب‌های قدر را کنار آنها و بیمارانی سحر کنیم که در تخت بیمارستان، شب را به صبح گره می‌زنند و دستشان از همه جا کوتاه است.

سیر نزولی آمار مبتلایان به کرونا در پایتخت، پرونده روزهای بحرانی بسیاری از بیمارستان‌های تهران را فعلا مختومه کرده اما اوضاع در بیمارستان شهدای گمنام کمی متفاوت است. از اوایل اسفند این بیمارستان به  پذیرش مبتلایان به کرونا در تهران اختصاص پیدا کرد و حالا با عادی شدن شرایط ، هنوز هم تمرکز این مرکز درمانی بر پذیرش بیماران کرونایی است. اینطور است که می توان گفت روزهای سخت پرستاران و پزشکان بیمارستان شهدای گمنام تهران هنوز به پایان نرسیده است و این موضوع بهانه ای شد برای حضور در این بیمارستان.

 

رفاقت با کرونا، شب قدر و بغض پرستاران

ایستگاه پرستاری و محفل  تک نفره  پرستار جوان سوژه بعدی ما در بخش داخلی بیمارستان شهدای گمنام  می شود. «محدثه پهلوان زاده» کنج خلوتی را انتخاب کرده برای قرائت دعای جوشن کبیر، انگار خستگی این سه ماه را روی شانه هایش گذاشته و امشب را غنیمت شمرده برای  درد دل با خدا و گذاشتن بار سنگینش بر زمین. اینجا از روضه مداح و مجلس وعظ خبری نیست. هیات های شب قدر در بیمارستان  تک نفره و شاید چند نفره برگزار می شود . پرستار جوان متوجه حضورمان که می شود، بلند می شود و خوش آمد می گوید.

خدا قوت می گوییم و از حال و روزش می پرسیم. از مرور روزهای سخت و بحرانی بیمارستان شروع می کند. از ترس روزهای اول می گوید، دوستی اجباری با ویروس کرونا و روزه داری و شب قدر؛ اوایل اسفند که بیمارستان ما به عنوان یکی از مراکز اصلی پذیرش بیماران کرونایی انتخاب شد بیماری به اوج رسید و هر روز ده ها نفر بستری می شدند. بیماری ناشناخته بود و پرستاران هم می ترسیدند اما بین ترس و حفظ جان بیماران، دومی را انتخاب کردند. اوایل، رفتار ویروس کرونا عجیب بود. این ویروس مرموزتر از چیزی بود که ما فکرش را می کردیم و آمار بیماران فوتی زیاد بود. غافلگیر می شدیم وقتی می دیدیم بعضی از بیماران جوان قربانی این ویروس می شوند. حالا اوضاع بهتر شده، بیماری کنترل شده و آمار فوتی ها کمتر.

البته چون بیمارستان شهدای گمنام جزو بیمارستان های اصلی پذیرش بیماران کرونایی هست هنوز روزهای بحرانی مان تمام نشده، فقط حال و روزمان یک تفاوت با دو ماه قبل دارد؛ ما با کرونا رفیق شدیم و به وجودش عادت کردیم. چاره ای جز این نداشتیم. البته سخت است به سختی هایش عادت کنیم و هنوز عادت نکردیم، به در آغوش نگرفتن فرزند، ندیدن عزیزان. سخت است عادت کنیم به این لباس های چند لایه و باران عرق بر سر و رویمان آن هم وقتی روزه ایم. همه پرستاران این شب ها یک بغضی در گلوهاشان جا خوش کرده و حتما  شب قدر بهترین فرصت است برای رهایی از این بغض سنگین و امیدواریم خدا به ما کمک کند برای ادامه این راه و کم شدن شر ویروس کرونا.

 

می خواستم شب قدر کنار بچه هایم قرآن سر بگیرم

صدای قرائت دعای جوشن کبیر را از هر اتاقی می شنویم؛ دستمان می آید بیمارانش، میهمان مناجات شب قدر شدند و اذن ورود می گیریم. "غربت" ساده ترین و پیش پا افتاده ترین کلمه است برای شرح حال و روز بیماران کرونایی در شب های قدر. دختر جوان با دیدن ما  خوشحال می شود . انگار گوش شنوا پیدا می کند برای درد دل های شب قدری اش، شروع به صحبت می کند آن هم با بغضی که تلاش برای پنهان کردنش بی فایده است؛ "دوره بیماری من طولانی شد. از فروردین درگیر هستم. کرونا با من سر لج افتاده و انگار نمی خواهد دست از سرم بردارد. بعد از یک دوره که حال خوبی نداشتم دوباره بستری شدم. الان حال عمومی ام خیلی بهتر است اما حسرت به دلم مانده است. نتوانستم روزه بگیرم. دوست داشتم شب قدر خانه باشم و کنار بچه هایم قرآن به سر بگیرم و از خدا طلب بخشش کنم. اما چاره ای نیست. کرونا ثابت کرد همه زندگی وسرمایه و دلخوشی آدم ها وصل است به یک دم و بازدم. اینجا هیچ کاری نمی توانی برای خودت انجام دهی. مجبوری روی تخت بیمارستان بخوابی، در انتظار تمام شدن روزهای سخت. امشب به این فکر می کردم که دنیا بی ارزش تر از آن چیزی است که فکرش را می کردم. راضی ام هر چه دارم و ندارم را بدهم، ولی سلامتی ام را به دست بیاورم و برگردم خانه"

 

بخش سی سی یو بیماران کرونایی/ ساعت 1 بامداد

وارد بخش سی سی یو بیماران کرونایی می شویم. دردهای گاه و بیگاه و حال بد بیماران این بخش، اجازه نداده حساب و کتاب ماه رمضان و شب قدر دستشان بیاید. تخت ها با فاصله ردیف شده اند. صدای ناله و سرفه یکی از بیماران بدحال در هم آمیخته شده و پرستار با تزریق مسکن، درد بی امانش را چاره می کند.

اینجا در ایستگاه پرستاری هیأت هفت نفره پرستاران بخش سی سی یو در نیمه شب قدر برقرار است. ما هم همراهشان می شویم و زیر لب دعای جوشن کبیر را زمزمه می کنیم. یکی از بیماران با شنیدن صدای دعا به زحمت خودش را روی صندلی جا به جا می کند، می نشیند و شروع به خواندن می کند.

 

برایت امن یجیب می خوانم

به ایستگاه پرستاری می رویم. شرایط خاص بیماران کرونایی در بخش سی سی یو توجه خاص پرستاران را می طلبد و آنها به قرائت دسته جمعی چند فراز جوشن کبیر بسنده می کنند. وقت تزریق داروی بیماران می شود و پرستارها به بالین بیمار می روند. ما هم از دور به تماشایشان می ایستیم. پرستارانی که دلشان گرفته همان جا کنار تخت بیماران می نشینند و دعا می خوانند.

 

 

 

Print
This is trial version.
کلمات کلیدی:
رتبه بندی این مطلب:
بدون رتبه

نوشتن یک نظر

نام:
ایمیل:
نظر:
افزودن نظر

نام شما
ایمیل شما
عنوان
پیام خود را وارد کنید ...
x
arab xnxx sex xnxx videos arab xnxxwap esperanza gomes actris porno colombiana harte lesbenpornos telugu short film sex videos video de sexe bokepalam xvideos
gebze escort
ankara escort
ankara escort
kusadasi escort
Ümraniye Evden Eve Nakliyat böcek ilaçlama erkek kol saati